جشن تولد
گلم سلام 1364/11/10 تولد مامانی بود من مثل همیشه میخواستم غافلگیرش کنم صبح سفارش کیک دادم عصر روز بازی استقلال ، تراکتور سازی بازی که تموم شد سریع رفتم مهراباد و کیک و شمع ... گرفتم سریع آوردم تا برسم خونه شب شده بود شما و مامانی خونه بودین سریع بی سر وصدا رفتم آشپزخانه و کیک و شمعها رو روشن کردم و سریع اومدم تو اتاق شما مامان واقعا جا خورد اصلا یادش نبود خیلی خوش گذشت کادویی هم که از طریق خرید اینترنتی خریداری کرده بودم و یه لوازم آرایشی بود به مامانی دادم . ولی کسی رو دعوت نکرده بودین خودمون سه تایی بودیم تا اینکه عمه فرح زنگ زد گفتن میان اونجا خلاصه دور هم کیک خوردیم و مامانیا و باب...
نویسنده :
بابای ستایش جونم حسن آقا
9:47








