ستایش  به معنای  حمد وسناستایش به معنای حمد وسنا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

بهترین یار

انتقالی به یزد 21/04/1393

گلم سلام به هر حال مشکل حل شد کارا درست شد و ما بعد کلی دردسر به یزد منتقل شدیم معذرت میخوام مطلب کم میزارم سر وقت مشکل اینترنتم حل بشه جبران میکنم در ضمن توی این فاصله یه تیبا و پراید هم خریدیم ...
26 آبان 1393

جام جهانی 2004

گلم سلام  ببخشید که کم اپ میکنم به هر حال بعد از مدتها تونستم اینم ازخونه ی عمویی وصل بشم اونم با گوشی امیر حسین ا ره با هر حال خوبو بد یکسال گذشت و شاید دیگه باید بار سفر بست بعد از بهشتی اومدم مجتمع ۲۱ مدتی خیلی سخت گذشت ولی الان پنجاه هستم ولی واقعا مدیر خوبی دارم تقریبا همه چی خوبه  
29 خرداد 1393

ا

گلم سلام شب ساعت ۱:۴۰ صبح عزیزم با مامان ونرگس خونه عمو هستیم و هر سه تایی بیداریم و داریم با تبلت نرگس جون برات آپ میذارم شما خوابین فردا جمعه است و چند روز دیگه اربعین هست باید بریم شهرستان
29 آذر 1392

رسیدن به تهران

گلم سلام به هر حال بعد از کلی کشو قوس سرانجام خبر خوش بابا جون رسید و از تاریخ 22.04.92 مشغول به کار شدیم اونم در تهران مجتمع بهشتی الان هم هر سه نفر توی کافی نت هستیم فقط اومدیم یه مطلب کوچک بزاریم بعدا سر وقت میایم ...
22 آذر 1392

تولدت مبارک عزیزم

گلم سلام دیروز یازدهم خردادماه 92 و شما از دیشب ساعت 19:10 وارد سه سالگی شدی گلم تولدت مبارک عزیزم شرمنده بازم دیروز توی مسیر کمربندی چند روز پیش یه از خدا بی خبر زده بود کابل و پستو کنده بود واسه همین دیروز از ساعت 3 تا 8 شب با محمد حسین مشغول بودم ولی این دلیل نمیشه تولد شما یادم برم میخواستم دیشب تولد بگیریم ولی راستش هم وضعیت مالی بسیار خراب بود و هم مامان گفت چند شب دیگه به هر حال واسه اون کارمون هم نذر داشتیم 7 رجب روزه بگیریم ولی چون این چند روز واقعا درگیر بودم واسه همین به امروز افتاد من با مامانی دیشب سحر بلند شدیم و اگه خدا قبول کنه امروز برای رضایی خدا و شکر به درگاه خدا روزه گرفتیم گلم بازم تولد تولد تولدت مبارک ...
12 خرداد 1392

خبر خوش

گلم سلام خلاصه بعد کلی انتظار خلاصه روز یکشنبه 29/02/1392 مصادف با 8 رجب بعد کلی انتظار تماس گرفتم و گفتن که بیاین خلاصه من شما و مامانی از خوشحالی نمیدونستیم چه کار باید بکنیم به هر حال بعد از کلی خوشحالی من رفتم تهران و صبح خودم مستقیما رفتم انقلاب عمویی طبق معمول ساعت 07:45 اومدن  وبعد از گرفتن مرخصی رفتیم سراغ کارمون توی بازار روزای خوش در پیشه ما همگی خیلی سختی کشیدیم خصوصا منو و مامانی خیلی خیلی خوشحالیم بعد ازرسیدن و انجام برخی کارامون من از خستگی نتونستم سریع برگردم واسه همین تصمصیم گرفتم شب برم خونه عمویی و فرداش با اتوبوس شیراز ساعت 11 حرکت کردم و ساعت 9 هم رسیدم خونه به هر حال این مدتی هم من دارم کارموانجام میدم واسه جدایی ...
6 خرداد 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهترین یار می باشد